ستاره کوبنده
+0 به یه ن
اکنون به این صدا گوش دهید.این صدا (در فیلم پایین صفحه)برای شما یاد آور چیست؟
بله به نظر می رسد که یک نفر در حال در زدن است گوش انسان نمی تواند همه صوت های جهان را بشنود تنها محدوده ی فرکانس از گفتار انسان را که بین 250 هرتز و 3000هرتز است پوشش میدهد.
صوت های زیر این فرکانس که فرو صوت نامیده میشوند شنیده نمی شوند و صوت های فرا صوت بیشتر بودخ و در فرکانس بسیار بالا قرار دارند.
آنها با تجهیزاتی قابل ضبط هستند که این فرکانس های بالا را درک کند با توسععه علم و فناوری صوت های فرا صوت جهان از جو به سیاره های منظومه شمسی که جزء صوت های با فرکانس بسیار بالا هستند ضبط شده اند .
جلب ترین مورد میان آن ها این است که ستاره ای که توسط دانشمندان به تپ اختر نامگذاری شده در قرآن تحت عنوان ستاره الطارق آمده و بر آن قسم خورده بله این ستاره که (الطارق نلم دارد،صدایی درست مثل صدای در زدن توسط کسی می باشد.
جالب ترین بخش این است که در زبان عربی کلمه الطارق به معنی کلون درب است.
در واقع کلمه الطارق از ریشه فعل طرق سرچشمه می گیرد.
طرق یعنی به شدت کوبیدن و کوبیدن با صدای واضح بر این اساس الطارق اساسا به معنی کسی است که به شدت می زند درست مثل زدن با یک کلون و کلون درب...
چگونه کشف امروز از صوت ستاره،1400 سال پیش به شکل در زدن تحت نام الطارق به معنای کلون درب قابل توضیح است از آنجایی که هیچ علم و فن آوری وجود نداشت؟
اگر قرآن را کلام انسان بدانیم (استغفرلله) باید بپذییم که 1400 سال پیش حضرت محمد (ص) این صوت های فرا صوت را با تجهیزاتی که فرکانس های بالا را درک می کنند ضبط کرده و آنها را الطارق نام گذاری کرده است.
اما هیچ انسانی بر روی زمین نیست که این ایده را بپذیرد.
عملکرد کوهستان ها
+0 به یه ن
قرآن توجه را به یک عملکرد زمین شناسی بسیار مهمی از کوه،جلب می کند:
و جعلنا فی الارض رواسی ان تمید بهم
ودر زمین کوههایی استوار نهادیم تا مبادا زمین،آنان (مردم) را بلرزاند. سوره الانبیاء- آیه 31
اگر به آیه توجه دقیقی کنیم،خواهیم دید که خاصیت کوه یعنی جلوگیری از لرزش زمین،ذکر شده است.
این حقیقت که توسط همه در طول دوره نزول قرآن نا شناخته بود ، به عنوان یک نتیجه از اکتشافات زمین شناسی مدرن نمایان شد.
در گذشته تصور می شد که کوهستان فقط ظهور برآمدگی بالاتر از سطح زمین است.
با این وجود، دانشمندان متوجه شدند که واقعیت چنین نیست و آن بخش ها که ریشه کوه نام دارند،گاهی مواقع به اندازه 10 تا 15 برابر ارتفاع خود افت می کنند با این ویژگی ها کوهها نقشی مشابه به یک ناخن یا میخ را ایفا می کنند که یک خیمه محکم بر زمین دارند.
به عنوان مثال،کوه اورست که قله ی آن حدود 9 کیلومتر بالاتر از سطح زمین قرار دارد،دارای یک ریشه عمیق تر از 125 کیلومتر است.
بعلاوه،کوهها طبق نتیجه ای از حرکات و برخورد صفحات عظیم تشکیل پوسته زمین به وجود آمده اند.
هنگامی که دوصفحه با هم برخورد می کنند، صفحه قوی تر به زیر دیگری می رود ، صفحه فوقانی با خم شدن بالا می رود و به شکل کوه در می آید.
لایه زیرین در زیر زمین ادامه پیدا می کند و سبب گسترش عمیق زیر زمینی می گردد.
در تبع آن،همانطور که قبلا گفته شد،کوهستان دارای یک بخش کشش سراشیبی است که میزانی بزرگ است که بخش قابل مشاهده آن را بر روی زمین است.
پروفسور سیویدا،زمین شناس دریایی مشهور جهان،در مرجع این نظر را داده که کوهها دارای پایه های ریشه مانندی هستند که آن ها را به سطح زمین متصل می کند.
تفاوت اساسی بین کوهها ی قاره ای و کوههای اقیانوسی در مواد آن نهفته است.
با این وجود وجه مشترک هر دو آنها این است که ریشه ای برای حمایت از کوهها دارند.
در باب کوههای قاره ای،مواد تراکم بسیار سبک درون زمین مثل یک ریشه گسترش می یابد.
در باب کوههای اقیانوسی،مواد سبکی وجود دارد که از کوه مثل یک ریشه پشتیبانی می کند.
طبق قانون ارشمیدس، عملکرد ریشه ها برای حمایت از کوههاست.
اثر کوهها بر ثبات کلی پوسته زمین به عنوان ایزوستازی تعریف شده است.
این مفهوم در فرهنگ لغت جدید و بستر در قن بیستم به شرح زیر توضیح داده شده است:
ایزوستازی،تعادل کلی در پوسته زمین است که توسط یک جریان بازده از ،ماده ی سنگ در زیر سطح تحت فشار گرانشی نگهداری شده است.
علاوه بر این، کتابی به اسم زمین ، توسط دکتر فرانک پوس،رئیس جمهور سابق آکادمی ملی علوم ایالات متحده که هنوز هم به عنوان یک کتاب درسی در بسیاری از دانشگاههای بزرگ استفاده می شود بیان کرده که کوهها مانند میخ هستند که در اعماق زمین دفن شده اند.
در برخی از آیات قرآن به این نقش کوهها در مقایسه با میخ اشاره شده است:
الم نجعل الارض مهادا و الجبال اوتادا
آیا زمین را بستر قرار ندادیم؟و کوهها را میخ هایی. سوره النبا- آیه 6 و 7
والقی فی الارض و واسی ان تمید بکم
در زمین کوههای استوار بیفکند تا مبادا زمین شما را بجنباند. سوره لقمان- آیه 10
اکنون از کسانی که چشم و ذهن خود را به خورشید قرآن بسته اند و می گویند که قرآن کلام یک انسان است، می پرسم:
دریک زمان که هیچ علم و فن آوری وجود نداشت چگونه میتوانید صراحت بیان حقیقت علمی قرآن را توضیح دهید؟
در حالیکه این حقیقت طبق نتیجه ای از تحقیقات زمین شناسی مدرن و زمین لرزه ای کشف شده است.
آیا شما به خدایی که کوهها را مثل میخی برای زمین آفریده ایمان دارید؟
آیا می گویید که این کتاب ، کتاب اوست یا هنوزم چشم خود را به این خورشید می بندید و خودتان را به تاریکی محکوم می کنید؟
آسمان بازگرداننده
+0 به یه ن
"قسم به آسمان باز گرداننده"
سوره الطارق آیه 11
شرح زیر در آیه 11 سوره الطارق بیان شده است:
مالسماء ذات الرجع
"قسم به آسمان برگرداننده"
خداوند متعال در این آیه به آسمان قسم خورده و به این عملکرد جلب توجه می کند:
"بازگشت و برگرداننده"
معنای عملکرد برگرداننده چیست؟
اگر مایل باشید بنگریم که معنای این عبارت از دید داشمندان چیست:
همانطور که میدانیم جو (اتمسفر)، شامل چند لایه است که اطراف زمین را احاطه می کند.
هر لایه وظایف بسیار مهمی برای نفع به موجودات زنده روی زمین دارند.
وقتی جو مورد تحلیل قرار گرفت، کشف شد که هر لایه دارای عملکرد ارسال مواد یا اشعه است.
آنها برای بازگشت به فضا یا زمین نمایان شده اند.
اکنون عملکرد برگرداننده ی لایه های جو را با چند مثال بررسی می کنیم به عنوان مثال تروپوسفر در 13 تا 15 کیلومتری بالای زمین بخار آب را قادر می سازد تا از سطح زمین بالا آمده، متراکم گردد و تبدیل به باران شود.
لایه اوزون،لایه زیرین استراتوسفر در ارتفاع 25 کیلو متری اشعه مضر و پرتو فرا بنفش را که از فضا می آیند به فضا بازتاب می کند.
یونوسفر، امواج رادیویی زمین را که به بخش های مختلف جهان بازتاب می کند.درست مانند یک ماهواره ای به ایجاد ارتباط بی سیم، رادیو و فرستنده ی تلویزیون در مسافت های طولانی کمک می کند.
لایه مغناط کره ، ذرات مضر رادیواکتیو منتشر شده از خورشید و ستارگان دیگر را قبل از رسیدن آن ها به زمین به فضا بر می گرداند.
اکنون سوال زیر را بپرسیم:
معنای شرح قرآن که 1400 سال پیش نازل شد،بر عملکرد لایه های آسمان که اخیرا در گذشته کشف شده اند چیست؟
آیا می تواند با هرچیزی غیر از این واقعیت است که قرآن کلام خداست توضیح داده شود؟
عملکرد برگرداننده بودن آسمان به تازگی کشف شده است.
برای یک فرد عاقل غیر ممکن است که بپذیرد یک انسان به خصوص یک فرد درس نخوانده که 1400 سال پیش زندگی می کرده است ،این دانش کشف کند؟
اگر قرآن به عنوان کلام خدا پذیرفته نیست لازم است بپذیریم کسی که 1400 سال پیش زندگی می کرده آسمان را با تلسکوپ های پیشرفته مشاهده کرده و بر این دانش دست یافته است.
کسی که این مورد را می پذیرد ،نمی تواند به عنوان یک انسان عاقل شناخته شود.